تبليغاتX
دیباچه

ارتباط انسان
تاريخ: چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت :19:34
انسان داراي چهار گونه ارتباط است. ارتباط با خويشتن، ارتباط با خداوند، ارتباط با جهان هستي. و ارتباط با انسان‌هاي ديگر:
رابطه انسان با خويشتن:
انسان در برابر خود چه مسئوليت و تعهدي دارد؟ تصوير كلي نهج‌البلاغه در اين باب دو مطلب را درباره مسئوليت انسان در برابر خودش بيان مي‌كند:
الف) شناخت خويشتن:
گفته‌هاي فراواني از امام علي در باب لزوم معرفت نفس و اهميت آن آمده است مانند: بزرگترين حكمت‌هاي براي انسان، نفس خود را شناختن است. بزرگترين جهلها جهل انسان به خويشتن است، رستگاري و فوز اكبر براي كسي است كه به معرفت نفس موفق شود. معرفت نفس نافع‌ترين معرفت‌ها است . واضح است تصور از معرفت نفس، شناخت تن نيست بلكه شناخت روح و روان آدمي است و نيز تصور از شناخت روان، شناخت روان‌شناسانه نيست، بلكه يك نوع شناخت فيلسوفانه و عارفانه است. از كجا آمده‌ام، و به كجا مي‌روم و آمدنم بهرچه بود. و اين نوع از شناخت است كه مرتبط با معرفت پروردگار است.
ب) خود را ساختن:
خودشناسي مقدمه‌اي براي خودسازي است، با خودشناسي انسان بيدار مي‌شود و با خودسازي جوهر آدمي ديگر مي‌شود. لذا امام علي(ع) مي‌گويد: عبادالله! محبوبترين بندگان در پيشگاه خداوند بنده‌اي است كه خدا او را در شناخت و ساختن خودش ياري كند، آنگاه او لباسي از اندوه مقدس برتن، و پوشاكي از بيم بر خود پوشيد و در نتيجه چراغ هدايت در دلش برافروخت و براي آن روز كه مانند مهمان بر او وارد مي‌شود آماده گشت.
ارتباط انسان با خدا:
در ارتباط انسان با خداوند به طور كلي سه نكته كلي به نظر مي‌رسد:
الف) ايمان به خداوند:
يعني انسان بايد بپذيرد كه موجود كامل و مكلِفي وجود دارد كه انسان و ساير موجودات هستي وابسته به اويند و او خالق جهان هستي مي‌باشد. امام علي(ع) مي‌گويد: ستايش خدايي را كه با آفرينش بندگان بر هستي خود راهنمايي فرمود و آفرينش پديده‌هاي نو بر ازلي بودن او گواه است. و «در شگفتم از آن كه آفرينش پديده‌ها را مي‌نگرد ولي در وجود خدا ترديد مي‌كند».
ب) احساس جدي احاطه و نظارت خداوند بر انسان:
در ساحت توحيدي نهج‌البلاغه روي وصف اطلاق ذاتي و لاحدي خدواند تأكيد فراواني صورت گرفته است و از اين وصف به« هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن» تعبير شده است و نتايج فراواني بر آن مترتب گرديده است.
1. معيت با اشياء نه به صورت حلول:
از آن‌جايي كه خداوند مطلق و نامتناهي و بدون حد است، با همه اشياء هست، ولي در عين حال در آن‌ها حلول نمي‌كند و با آن‌ها متحد نمي‌شود، زيرا اگر مقرون و متحد با آن‌ها شود، بسان آن‌ها محدود خواهد شد (مع كل شئ لا مقارنة و غير كل شئ لا مزايلة) . البته تذكر اين نكته لازم است كه متألهاني چون ملاصدرا اين اطلاق را مربوط به فعل الله مي‌دانند نه مربوط به ذات حق، و ذات پروردگار را فوق اين منظر مي‌دانند.
2. شناخت خداوند:
اگر خداوند نامتناهي است و در همه جا حضور دارد، پس اگر چيزي را مي‌شناسيم به نور الهي مي‌شناسيم، ابتدا خداوند را و سپس آن چيز را مي‌شناسيم هر چند ممكن است نسبت به شناخت‌مان غفلت داشته باشيم. امام علي(ع) مي‌فرمايند: او از آن‌چه به چشم ما مي‌آيد ثابت‌تر و روشن‌تر است
3. در محضر الله بودن:
چون خداوند داراي اطلاق ذاتي است و در همه جا حضور دارد و جايي خالي از حضور او نيست، توان ما، انديشه ما، قدرت بدني و فكري ما همه تحت قدرت اوست. و مخفي‌ترين انديشه ما را او مي‌داند، برهمه محيط است، فلذا ما همواره در محضر خداييم. امام علي (ع) مي‌فرمايد: بندگان الله! بدانيد تمام اعضاي شما سربازان حقند خلوت و تنهايي شما در حضور حق است .
واضح است كه اگر اين احساس در انسان به وجود آيد كه همه موجوديت او در تمام احوال در حيطه علم خداوند و در حضور حق است، راه انحراف از مسير حق را نمي‌پيمايد.
4. هدف داشتن خداوند در آفرينش:
انسان لازم است بداند خداوند او را بدون آن‌كه نيازمند به او باشد آفريده است اما در عين حال انسان را بدون هدف نيافريده است. امام علي(ع) مي‌فرمايند: بندگان اله، از خدا بپرهيزيد و با اعمال نيكو به استقبال اجل برويد و با چيزهاي فاني شدني دنيا آن‌چه كه جاويدان مي‌ماند خريداري كنيد ... خداي سبحان شما را بيهوده نيافريد و به حال خود وانگذاشت، ميان شما تا بهشت و يا دوزخ فاصله اندكي جز رسيدن مرگ نيست. با هدف‌مند بودن حيات آدمي پوچي از زندگي آدمي رخت برمي‌بندد و احساس لذت و ابتهاج و انبساط در درون آدمي پديد مي‌آيد. و اگر انسان بداند براي وصول به كمال و جمال ديگري آفريده شده است به جمال و زخارف دنيوي دل نمي‌بندد.
رابطه انسان و اجتماع:
رابطه انسان و جامعه در سه محور ارتباط انسان با خانواده، و ارتباط انسان با ديگران، و رابطه ملت و حكومت قابل بررسي است. ما در اين بخش صرفاً به رابطه انسان و جامعه و وظايف حكومت در برابر ملت اشاره مي‌كنيم؛
الف) رابطه انسان و ديگران:
امام علي(ع) وصيت بسيار جامع و با ارزش اخلاقي به فرزندش امام حسن(ع) هنگام بازگشت از صفين دارند كه در آن‌جا براي معيار ارتباطات انسان‌ها، وجدان اخلاقي انسان را به عنوان مرجع خوبي جهت ارتباط با ديگران معرفي مي‌نمايند: اي پسرم! نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار بده. آن‌چه را براي خود دوست داري براي ديگران هم دوست بدار. و آن‌چه را براي خود نمي‌پسندي براي ديگران نيز مپسند. ستم روا مدار آن‌گونه كه دوست نداري بر تو ستم شود، نيكوكار باش آن‌گونه كه دوست داري بر تو نيكي كنند. آن‌چه براي ديگران زشت مي‌داري براي خود نيز زشت بشمار و چيزي را براي مردم رضايت بده كه براي خود مي‌پسندي، آن‌چه نمي‌داني نگو، آن‌چه دوست نداري به تو نسبت دهند درباره ديگران مگو.
ب) مسئوليت حكومت:
1. اقامه دين الهي؛
امام علي(ع) مي‌فرمايند خدايا تو مي‌داني جنگ و درگيري ما براي به دست آوردن قدرت و حكومت دنيا و ثروت نبود، بلكه مي‌خواستيم نشانه‌هاي دين تو را به جايگاه آن بازگردانيم و در سرزمين‌هاي تو اصلاح را ظاهر كنيم تا بندگان ستمديده‌ات در امن و امان زندگي كنند. قوانين و مقررات فراموش شده تو دوباره اجرا گردد.
2. تعهد به اصول اخلاقي؛
امام علي(ع) در اوج قدرت به ارزش‌هاي اخلاقي متعهد است و حتي حس انتقام و مقابله به مثل، او را وادار به ناديده گرفتن اين اصول نمي‌‌كند و لذا در صفين بعد از آن‌كه لشكريان معاويه را از رودخانه فرات دور مي‌كند به طرف مقابل اجازه استفاده از آب را مي‌دهد و مقابله به مثل نمي‌كند.
3. انسان محوري؛
پيام ديگر نهج‌البلاغه در شيوه حكومت، نگريستن به انسان‌ها از ديد كرامت انساني است، يعني انسان به عنوان انسان، با قطع نظر از علايق مذهبي و ديني داراي كرامت ذاتي است و دولت ‌بايستي سياست‌هاي داخلي خود را بر اساس محترم داشتن تمامي انسان‌ها و به خصوص شهروندان يك كشور و بر اساس اين كرامت انساني، بنا سازد. لذا امام علي(ع) در سفارش خود به مالك اشتر مي‌گويد: نسبت به رعيت بسان گرگ نباش كه خوردن اموال آنان را غنيمت بشماري، زيرا مردم يا برادران ديني توأند و با بسان تو در خلق‌اند.
4. شايسته محوري؛
از ديگر اركان سياست امام علي(ع) شايسته محوري است و لذا يكي از كارهاي نخستين امام پس از زمامداري، عزل تمام كارگزاران ارشد عثمان بود، و به جاي آنان افراد شايسته‌اي را منصوب كرد.
5. مردم سالاري؛
از اصول ديگر سياست امام علي(ع)، توجه به رضايت عامه است يعني امام علي(ع) نسبت به ارزش‌هاي والاي اخلاقي و احكام و حدود اسلامي اهل معامله نيست، اما در منظقة الفراغ شريعت و در شيوه‌هاي حفظ اصول و ارزش‌هاي انساني، رضايت عامه را لازم مي‌شمارد، لذا در نامه خود به مالك اشتر مي‌گويد: بايد از بين كارها آن را بيشتر دوست بداري كه از حق نگذرد و عدالت را فراگيرد و دلپذير توده مردم باشد[12].
ج)
رابطه انسان و جهان هستي:
در ارتباط انسان با جهان هستي دو مطلب به طور اختصار قابل ذكر است؛
الف ـ شناخت اين جهان در حد امكان و حقوق اشياء نسبت به انسان
ب ـ احساس ملكوت جهان
اين بود اشاره اي به رسالت عظيم نهج البلاغه و در حقيقت تا انسان هست و زمين صحنة زندگي اجتماعي انسانهاست، نهج البلاغه جاويدان بوده و پس از قرآن هدايتگر بشريت و مسير سعادت مي
باشد.

نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
خودسازي‏اخلاق در نهج‏البلاغه‏
تاريخ: چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت :19:24
زيباترين تعبير درباره حلم همان است كه حضرت موسي (ع) فرمودند: حلم و بردباري پرده‏اي پوشاننده است. (پس عيب‏هاي خويت اخلاق و رفتارت را با بردباري بپوشان) و با بياني ديگر حلم ستارالعيوب است چرا كه شخص حليم در اغلب گرفتاري‏هاي روزمره آنچه را در دل دارد مخفي داشته و هيچ وقت مشكلات و مصائب روز احساساتش را تحريك نمي‏نمايد و مانع از استقامت و انجام وظيفه او نمي‏شود و از گفته‏هاي مخالفين و آزار زباني و عملي دشمنان كوچكترين ضعف و سستي در ادامه مسير و حركت به سوي كمال از خود نشان نمي‏دهد و با كمال خلوص متوجه وظيفه شرعي و الهي خويش بوده تا آخر راه كه لقاءالله و رضوان حق تعالي مي‏باشد.خوش‏رويي (حسن خلق)يكي از ارزش‏هاي سودمند اخلاقي، خوشرويي و حسن خلق است كه همواره در رفتار اجتماعي بايد مراعات كرد و با خانواده، دوستان و استاد و مردم مي‏بايست گشاده‏رو و خوش‏اخلاق باشيم، در برخورد با آنان روترش نكنيم و قهر و خشم و بي‏اعتنايي را فراموش كنيم كه يكي از راه‏هاي نفوذ در دل دوستان، خوشرويي است.حضرت مولاي متقيان علي (ع) مي‏فرمايند: (برترين خويشاوندي حسب و نسب خوشرويي و حسن خلق است).يعني انسان خوش‏اخلاق در دل‏هاي همه مردم نفوذ مي‏كند همه او را دوست دارند و گويا همه انسان‏ها، از خويشاوندان و فاميل او به حساب مي‏آيند.ترك عيب‏جويي‏يكي از ارزش‏هاي اخلاقي آن است كه سعي كنيم تا از ديگران عيب‏جويي نكرده و زحمات آنان را ناديده نگيريم، خودمان نيز دوست داريم كه ديگران عيب‏جوي ما نباشند، بايد به كار و زحمت و تلاش ديگران احترام گذاشت. روشن است هر كاري ممكن است داراي ضعف و نارسائي جزئي باشد ولي آيا همه كارهاي ما بدون عيب است؟ آيا خودمان دچار اشتباه نمي‏شويم و دوست نداريم كه ديگران از اشتباهات ما بگذرند؟علي (ع) پس از آن كه عيب‏جويي را نكوهش فرمودند به راه روش صحيح ترك آن اشاره مي‏كنند كه: (هر كسي به عيب خود بنگرد اين خودنگري او را از عيب‏جويي ديگران باز مي‏دارد). يعني راه ترك عيب‏جويي، خودنگري و محاسبه اعمال خويشتن است.ترك شوخي زياد و سخنان بيهوده‏اسلام، دين خشونت و عبوس بودن نيست و مؤمن بايد چهره‏اش بشاش باشد لذا در صورتي كه مزاح، مستلزم دروغ و اهانت به ديگران نباشد و يا خنده در حد قهقهه و مستلزم وهن نبوده باشد مانعي ندارد، چه، پيامبر اكرم (ص) و اولياي گرامي اسلام در اين حد مزاح و خنده مي‏كردند.ولي از آنجا كه مزاح و خنده نوعا مستلزم دروغ، استهزاء و دلمردگي و موجب وهن و از بين رفتن وقار آدمي است از اين رو اسلام آن را نمي‏پسندد و افراد مؤمن را از آن برحذر مي‏دارد.چون شوخي زياد و سخنان بيهوده بسياري از دوستان را به قهر و جدايي مي‏كشاند و روابط گرم و صميمانه خانواده را از بين مي‏برد، دل‏هاي فراواني را مي‏شكند و خاطرانسان‏هاي زيادي را مي‏آزارد، آيا بهتر نيست كه كانون محبت خانواده‏ها را با ترك شوخي و سخنان بيهوده همواره گرم نگه داريم؟حضرت فرمودند: (از شوخي كردن و گفتن سخنان بي‏محتوا و بيهوده بر حذر باش). بايد بدانيم كه خوشرويي و تواضع و خوش‏اخلاقي با شوخي زياد فرق دارد، هم بايد خوش‏اخلاق بود و هم از شوخي بيهوده دوري كرد.ترك عجب و غرور (خودبيني)كسي كه از احوال دروني و صفات و اميال ناموزون خود

ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
حلول ماه مبارک رمضان؛ ماه امت محمدی (ص)، ماه میهمانی خدا مبارک باد
تاريخ: یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت :23:37
حلول ماه مبارک رمضان؛ ماه امت محمدی (ص)، ماه میهمانی خدا مبارک باد
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
120 قانون جهانی موفقیت
تاريخ: یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت :9:38

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
روش های املا گویی
تاريخ: شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت :1:48

 

در اين مجموعه سعي شده است29 روش متنوع و جالب براي املا و تصحيح آن ارائه شود تا با ياري همكاران گرامي درس املا براي فراگيران جذاب و شيرين شود..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
روش های تدریس املا
تاريخ: شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت :1:38

1- روش آزمون – مطالعه – آزمون

در اين روش در ابتدا يك متن را به عنوان ديكته براي دانش آموزان مي خوانيم و بعد از تصحيح آن را به دانش آموزان باز مي گردانيم . سپس دانش آموزان تا جلسه بعدي املا صحيح كلمات غلط موجود در املا خود را تمرين مي كنند. در جلسه بعد ار آن متن دوباره ديكته گفته مي شود كه معمولا بدن غلط و يا با غلط هاي محدودي همراه است.

البته بايد توجه داشت كه متن دوم را با كمك كلماتي از متن اول كه از ارزش املايي بر خوردارند( اما در قالب جملات جديد) مي توان تهيه نمود تا ميزان پيشرفت دانش آموزان در زمينه حافظه ديداري هم سنجيده شود.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
راهنمای هدفگذاری ( برنامه ریزی سیستم فعال كننده RAS )
تاريخ: پنجشنبه ششم فروردین 1388 ساعت :23:35

 

1 – از امروز به مدت چهار روز و هر روز به مدت ده دقیقه وقت خود را صرف هدفگذاری كنید.

( توجه : هدفهای خود رادر دفترچه ای یادداشت كنید)

2 – در هنگام انجام این تمرین مرتباٌ از خود بپرسید، ( اگر مطمئن بودم كه به هر خواسته ای خواهم رسید و در هیچ زمینه ای شكست نخواهم خورد، در آن صورت چه چیزی را می خواستم و چه می كردم ؟)

3 – خوش باشید و به عوالم كودكی بر گردید. در یك فروشگاه بزرگ اسباب بازی ، روی زانوی بابانوئل ( یا عمو نوروز ) نشسته اید . در آن حالت هیجان و انتظار ، هیچ خواهشی آنقدرها بزرگ نیست . بهای هیچ چیزی آنقدرها گزاف نیست. همه چیز در دسترس است...      


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
انگيزش
تاريخ: چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت :20:44

چه انگيزه هاي سبب مي شود تاهركس به يك رويه خاص فكر،احساس ورفتار نمايد.چه عواملي كاركنان يك سازمان رابراي انجام كار مشتاق وعلاقمند مي سازد،آنها رابه خلاق بودن ونوآوري تحريك نموده و موجبات مؤفقيت آنها رافراهم مي آورد وياآنها را به توليد وادار مي نمايد.

 

اگرچه كوششهاي انساني اندكي بدون انگيزش پديد مي آيد،ولي شايد همة رفتارهاي آگاهانه ازگونة رفتارهاي برانگيخته هستند يادلايلي براي رخ دادن آنها دردست باشد كارمديريت پي بردن وبه كار گرفتن انگيزه هاي كاركنان براي انجام دادن كاراست.

 

 انگيزش يك فرآيند فيزيولوژيك اساسي محسوب مي شود.كساني كه اهميت تأكيد برانگيزش دررويكرد خرد به رفتارسازماني رامنكر مي شوند بسيار اندكند.ازسوي ديگر بسياري دلايل تمام رفتارهاي آدمي را انگيزش مي دانند،لكن هرچند كه نمي توان اهميت آنرا كم قلمداد كرد،وليكن انگيزش همراه باادراك،نگرش،شخصيت ويادگيري موجب درك رفتار كاركنان درسازمانها مي شود.

 

2-1-2) انگيزش ازنظر تاريخي:

مفهوم انگيزش مي تواند تايونانيان باستان،سقراط ،افلاطون وارسطو رديابي شود.افلاطون شاگرد سقراط معتقد به سلسله مراتب ترتيب يافته روح به مؤلفه هاي غذائي  ، احساسي  و منطقي بود.

 

ارسطو شاگرد افلاطون به مدت بيش از بيست سال به تأييد روح سلسله مراتبي ادامه دارد، ولي اصطلاحاتي رابه كار برد كه اندكي متفاوت بودند. قسمتهاي غذايي واحساسي مربوط به بدن وازنظر ماهيت انگيزشي بودند وبراي رشد وآرامش جسماني (غذايي) وتجربه هاي حسي نظير درد ولذت (احساسي) انگيره فراهم مي آوردند.اين دوقسمت باهم،اساس نيروي انگيزش غيرمنطقي بودند.قسمت منطقي شامل تمام جنبه هاي عقلاني روح ومربوط به انديشه مي شد وازنظر ماهيت عقلاني بود وويژگي اراده راداشت.يونانيان باستان بابديهي فرض كردن سه مؤلفه تمايلات بدن،لذات ودردهاي حواس تلاشهاي اراده ودرمجموع روحي كه به صورت سلسله مراتبي تنظيم شده است اولين توجيه نظري براي فعاليت هاي برانگيخته شده راارائه كردند.

 

درعصر نوين بعد از رنسانس،رنه دكارت (Decart) جنبه هاي نافعال وفعال انگيزش تمايز ايجاد كرد. ازنظر دكارت بدن عامل نافعال انگيزش بوده،درحالي كه اراده عامل فعال آن است. بدن كاملاً ماهيت فيزيكي وماشيني داشت كه ازانگيزه هاي غذايي برخورداربوده وازطريق حواس وبازتابهاي فيزيولوژي اش به محيط بيروني پاسخ مي دهد.اگر شما مي خواستيد،انگيزه هاي جسماني رادرك كنيد، تحليل فيزيولوژيك دستور كاربود.

ذهن ماهيت روحي،غيرمادي وفكري داشت كه ازارائه هدفمندي برخوردار بود. اگر مي خواستيد انگيزه هاي هدفمند رادرك كنيد،تحليل اراده دستور كار بود. بنابراين اراده هميشه نيروي انگيزش بوده دكارت بااختصاص دادن مهارتهاي انحصاري انگيزش به ارادة انسان اولين نظرية عالي انگيزش را براي فلاسفه تدارك ديد،اگر كسي مي توانست ماهيت اراده را درك كند مهمترين انگيزه انساني روشن مي شد

 

ماهيت انگيزش: اصطلاح انگيزش دراصل ازريشة لاتين movere مشتق شده به معناي تحريك است. انگيزش از ريشه لاتين به معناي حركت كردن مشتق شده است. انگيزش يك رفتار،يك چيز ويك حادثه خاص نيست كه بتوان آنرا به طور مستقيم مشاهده كرد.بلكه تركيب ساخته اي است كه جنبه هاي خاص رفتار راتوصيف مي كند.

دوجنبه ازرفتار رابامفهوم انگيزش توصيف مي نمايند كه عبارتند از:توجيه رفتار يا هدفي كه يك رفتار به آن متوجه است وانرژي متناسبي كه درآن رفتار صرف مي شود.به عبارت ديگر وقتي مي توان دريافت كه رفتار برانگيخته شده است كه هدف معيني رادنبال كند،ياموقعي كه شدت و بروز انرژي درسطحي است كه باوضع قبلي تفاوت دارد،بنابراين ،اصطلاح انگيزش به دومسأله متفاوت اطلاق مي شود.يكي اينكه چه چيزي انسان رافعال مي كند؟ديگر اينكه چه چيز يك شكل ازفعاليت ها را برساير فعاليت ها مسلط مي كند.

 

تعريف انگيزش:

تعريف انگيزش 1 : بايد گفت كه انگيزش عبارتست از عامل وحالتي كه افراد رابه انجام رفتار خاصي درسازمان وادار نمايد.

 

تعریف 2 :  براساس فرضيات،انگيزش معمولاً به مفهوم چيزي است كه انرژي زا است،هدايت   مي كند رفتار راپايدار مي سازد.به سخن كوتاه درجه ونوع كوششي است كه فرد دريك موقعيت رفتاري از خود بروز مي دهد.

 

تعریف 3  : انگيزش يك فرآيند است كه بايك نياز ياكمبود رواني يافيزيولوژيك آغاز مي شود وموجب فعال شدن رفتار يايك سائق  مي گردد كه يك هدف يامشوقي راهدف قرار داده است.

تعریف 4 : انگيزش  مجموعه اي ازفرآيندهاست كه موجب تحريك،جهت دهي ونگهداري رفتار انسان درجهت رسيدن به هدفي مي شود

.

روانشناسان انگيزش را ازدوجهت بررسي مي كنند:شدت وجهت  به عبارت ديگر انگيزش   مجموعه اي ازنيروهاست كه موجب مي شود افراد به يك رفتار خاص ونه رفتارهاي ديگر مشغول شوند.

 

تعریف 5 :  انگيزش  به مفهوم ايجاد علاقه وتمايل درفرد براي احساس تعهد بيشتر به كار،فعاليت و احساس مسئوليت مي باشد.انگيزش رافرآيندي تصور مي كنند كه گزينشهائي راكه توسط انسان يا موجودات زنده ديگر صورت مي پذيرد،تحت نفوذ قرار مي دهد.

انگيزش هاي عمدة انسان

 

1- انگيزش كنجكاوي ونياز به تحريك:

تمام حيوانات وبخصوص افراد آدمي مجهز به وسيلة جمع آوري خبر وپردازش آن هستند.ما برحسب عادت به جمع آوري انواع گوناگون اطلاعات ازطريق حواس خود مي پردازيم.چنانكه ازطريق حواس بينائي، شنوايي ،بساوايي،بويايي وچشايي اين اطلاعات رادريافت مي كنيم .اين كارماراقادر مي سازد.دنياي خود رابشناسيم ودست به كار اثر بخش بزنيم .اما علاوه برداشتن توانايي وپردازش خبر،ماداراي يك نياز براي بكار انداختن اين توانايي نيز هستيم.اگر قرار باشد توانايي خبرپردازي مابخوبي كاركند،نياز به تمرين واستفاده كردن ازآن راداريم.چه افراد آدمي وچه حيوانات

داراي يك نياز فطري به تحريك هستند،كه آنها رابه جستجوي محرك حسي درمحيط برمي انگيزد.

 

2-  انگيزش اثر بخشي :

نيازهاي محرك وكاوش ممكن است به عنوان كوششهايي درنظرگرفته شوند كه باشايستگي سرو كارداشتن بامحيط مربوط مي شوند.انگيزشي كه درپس اين فعاليتهاي شايستگي قرار دارد،انگيزش اثر بخشي نام دارد ويايك انگيزه عمومي كه به هنگام تعامل بامحيط به نحو شايسته ومؤثر عمل مي كند.انگيزش اثر بخشي دررفتار آدمي نقش مهمي ايفا مي كند.هدفها به دست مي آيند،اما انگيزش اثر بخشي ارضا نمي شود.انگيزه نامبرده باقي مي ماند تارفتار رابه سوي شايستگي ها ومهارتهاي جديد سوق دهد.تقريباً مانند انگيزة اثربخشي،انگيزه دروني است كه چنين تعريف شود:

“ نياز شخصي به احساس شايستگي واستقلال رأي دردستكاري محيط خود” آن رابدين سبب دروني گويند كه هدفهايش احساسهاي دروني اثر بخشي،شايستگي واستقلال رأي هستند.

 

 

 

3- انگيزش كاميابي (موفقيت)

انگيزش موفقيت انگيزشي است كه برخي ازمردم ازآن برخوردارند،اين انگيزش آنان رابراي پاسخ دادن به شورآوردها وموانعي كه درراه رسيدن به هدفهايشان پديد مي آيد،ياري مي دهد.كسي كه ازاين انگيزش برخوردار باشد،آرزوي رشد وپرورش دارد ومي خواهد ازنردبان كاميابي بالا رود.دست يابي به هدف وبه انجام رساندن مقصود به خودي خود داراي ارزش است ونه براي پاداشهايي كه دربردارد.

چندين ويژگي براي كاركنان كاميابي جو تعريف كرده اند.آنان سخت مي كوشند،زماني كه پي ببرند كه براي كوششهايشان قدرشناسي شخصي دريافت خواهند داشت.زماني كه تنها ريسك متعادلي براي شكست درپيش باشد وزماني كه بازخورد ويژه دربارة كاركردگذشتة خود دريافت كننده درمقام مديري،آنان به زيردستان خود اعتماد مي كنند،به دادوستد آزاد انديشه ها مي پردازند،هدفهاي بالاتري راتعيين مي كنند ومي خواهند كه كاركنانشان نيز به سوي كاميابي گام بردارند.

 

4-  انگيزش معاشرت (پيوستگي):

انگيزش پيوستگي سائقی  است كه انسان رابراي پيوستن به ديگران برپايه اجتماعي مي راند.مقايسه كاركنان مؤفقيت جو باكاركنان معاشرت جونشان خواهد داد،چگونه اين دوالگو بررفتار اثر دارند.مردمان كاميابي جو آنگاه سخت تر به كار مي پردازند كه سرپرست آنان يك ارزيابي دقيق ازرفتار كاري آنان فراهم آورد ولي كاركنان پيوستگي خواه زماني بهتر كارمي كنند كه آنان را براي سازگاري وهمكاريشان بستايند.مردمان موفقيت جو ياراني رابرمي گزينند كه شايستگي فني دارند.بي آنكه به احساسات شخصي دربارة آنها توجه كنند.ولي،كاركنان معاشرت جوگرايش به گزينش دوستاني دارند كه برگردشان فراهم آيند.اينگونه كاركنان ازبودن درميان دوستان خشنود مي شوند وبراي پرورش اين گونه پيوندها خواهان آزادي عمل خود هستند.كارگران وسرپرستان كاميابي جو وپيوستگي خواه ازكارهايي كه مشخص وسازمان داده شده است بيزارند براي آنكه دراين گونه كارها چالش وفرصت تصميم گيري كمتر وجود دارد.كارگران پيوستگي خواه از روي آن كارهاي مشخص وسازمان داده شده رادوست نمي دارندكه آزادي آنان رادربرقراري تماس بادوستان و درآميختن اجتماعي باآنان محدود مي كند.

 

5- انگيزش قدرت

انگيزش قدرت انگيزشي است براي نفوذ درمردم ودگرگون كردن موقعيت .مردمات قدرت طلب آرزوي پديد آوردن تأثيري ژرف برسازمانهاي خود دارند وبراي پذيرش خطرهاي آن آماده­ اند. هنگامي كه اين قدرت فراهم مي آيد مي توان آن رابه شيوه اي سازنده ياراهي كوبنده به كارگرفت.

 

مردمان قدرت طلب مي توانند مديراني برجسته باشند به شرط آنكه سائقهاي آنان براي فراهم آوردن قدرت نهادي باشد ونه قدرت شخصي.قدرت نهادي نياز به نفوذ بررفتار ديگران براي سود و خوشبختي همة سازمان است.به سخن ديگر،اين گونه افراد قدرت را ازراههاي مشروع آن    مي طلبند.وازاين رو ازسوي  ديگران پذيرفته مي شوند.بااين حال،اگر انگيزش براي كسب قدرت شخصي باشد،آن كارمند يك رهبر سازماني ناكام خواهد شد.

 

شناخت وآگاهي ازالگوهاي انگيزشي به مديران ياري مي دهد تابه نگرشهاي كارمندان دربارة كار پي ببرند.آنان سپس باهركارمند برپاية الگوي انگيزشي اي كه دراو نيرومند است،رفتار خواهند كرد.براي نمونه،كارمند كاميابي جو رامي توان به كاري برگمارد وبراي وي شور آوردهاي آن شغل را برشمرد وبراي يك كارمند شايستگي خواه مي توان كار مشابه اي برگزيد وبر نياز به كيفيت عالي كار تأييد گذاشت.

  

6- انگيزش محبت (تأثير)

عشق يامحبت يك شكل بسيار پيچيده ازسائقهاي عمومي است.قسمتي ازاين پيچيدگي ناشي از اين واقعيت است كه ازبسياري جهات عشق،شبيه يك نياز اوليه ودربعضي ازمواقع مانند سائق ثانويه عمل مي نمايد.ازيك سو بطور مشخص محبت وعشق همراه باانگيزش اوليه جنسي وازطرف ديگر بانياز ثانويه معاشرت وپيوند جويي عمل مي كند.به همين علت اوقات آنرا يك نياز وگاهي آنرا انگيزش  مي نامند.

حتي بعضي از روانشناسان آنرابعنوان سائقي مجزا از انگيزش معاشرت وپيوند جويي درنظر نمي گيرند.دردنياي امروز ،عشق جايگاه ويژه اي يافته است.عشق سازنده است ومي تواندبرتمام موانع پيروز شود.دردنيايي كه ما از تعارض هاي درون شخصي،بين شخصي وتعارضهاي ملي رنج  مي بريم،ودردنيايي كه كيفيت زندگي وحقوق انساني بطور فراينده اي بااهميت تر تلقي مي شود.انگيزش محبت وعشق اهميت بيشتري درمطالعة رفتار آدمي مي يابد.

 

7- انگيزش امنيت

انگيزش امنيت يك انگيزش قوي درجامعه هاي باتكنولوژي بالا وسريع التغيير وجامعه هاي كه بيكاري يارقابت اقتصادي درآنها بالاست،محسوب مي شود.براي مثال يك كارگر آمريكائي كه مي تواند اقساط ماشين ياخانة خود رابپردازد؛ كودكانش رابه مدارس باكيفيت تربفرستد،آنها راروانة دانشگاه سازد ويايك شغل خوب رابراي خود حفظ كند،دربسياري ازجنبه هاي زندگي خود احساس امنيت مي نمايد.لكن بدليل تغييرات سازماني ايجاد شده درسطوح سازماني سالهاي اخير آمريكا،بيشتر كاركنان در تمام سطوح احساس ناامني بسيار شديدي دربارة مشاغل خود دارند.

 

درظاهر امنيت ساده تر از انگيزش هاي ديگر بنظر مي رسد زيرابرپاية ترس و اجتناب قرارگرفته است.خلاصه اينكه،اين انگيزش مي تواند موجب يادگيري انگيزش امنيت براي حفاظت فرد از مسائل زندگي شده وفردرافعالانه به تلاش براي اجتناب ازموقعيت هايي كه مي تواند وي را از ارضاء ساير نيازهاي اوليه وعمومي محروم گرداند،تشويق نمايد.اما درواقع پيچيده تر ازاين سخنان است.

انگيزش امنيت آگاهانه دربالا توصيف شد اما بنظر مي رسد نوع ديگر نيز جود داشته باشد كه پيچيده تر است.شكل دوم ناخودآگاه آن مي تواند تأثير بسياري برروي رفتار ازمردمان داشته باشد.امنيت آگاهانه رامي توان بابرنامه هايي مانند بيمه هاي تأمين اجتماعي،بيكاري ،پس انداز عمر وبازنشستگي وديگر مزاياي بيمه ارضاء كرد.

 

8- انگيزش دروني وانگيزش خارجي:

انگيزش دومنبع دارد از درون فرد مي جوشيد وياازدنياي بيرون برفرد تأثير مي گذارد.كساني كه درون نيروي انگيزشي محركشان است ازيك كشش دروني جهت رشد وكسب قابليتها وازخودسازماني درراه رسيدن به يك هدف ياتحقق امر خارجي ويانيل به موفقيت برخوردارند.

كيفيت،ميزان تواناييهاي شخصي،ماهرشدن دركار ونيل به موفقيت اهدافي هستند كه بوسيلة درون برانگيخته و تعقيب  مي شوند، دست يابي به اين اهداف همانا پاداش آنهاست.كاركناني كه درسازمانها همواره به دنبال تغيير وتحولند وايده هاي جديد ارائه مي دهند جزء اين دسته هستند .آنها براي ارضاء تمايل واحساس غرور دروني پيشنهاد سازماني ارائه مي كنند.اين تمايل آنها رابه صرف بيشترين ميزان تلاش وتكاپو حتي درشرايط فقدان مشوقها،مديران غيرحامي وهمكاران منفي گرا وسرخورده وا مي دارد.

 

انگيزش خارجي در جريان تقويت منفي ومثبتي كه فرد از طرف منابع بيروني دريافت مي كند شكل مي گيرد. تقويتمحركاتي است كه باوجود ياعدم وجود آنها امكان وقوع رفتار افزايش يا كاهش مي يابد. تقويت كننده ها يا محسوسند وياغيرمحسوس.وقتي تقويت كننده ها دريافت شوند، بعنوان پاداشهاي خارجي شناخته مي شوند به احتمال زياد،پيشنهاد دهندگان به منظور دريافت هردوپاداش، دروني وبيروني،به ارائه پيشنهاد مي پردازند.ميزان اهميت هريك از آنها درهرفرد متفاوت است.اين تفاوتهاي فردي رابايد مديران در كاركنان بشناسند.

انگيزش شايستگي وذاتي:

نظريه هاي گوناگون سعي دارند انگيزش آشكاري كه از احساس شايستگي وكنترل شخصي برروي رويدادهايي كه برماتأثير مي­گذارند را توضيح دهند،گرچه اسامي اين نظريه ها ازانگيزش ذاتي گرفته تاايجاب شخصي،انگيزش مؤثر وانگيزش شايستگي تفاوت مي كند اما در همة اين ديدگاهها،افراد بادريافت انگيزه هاي مناسب،درراه رسيدن به موفقيت وپيشرفت سعي وكوشش مي كنند.مثال ابتدايي ازچنين جهد وكوششي تمايل به كسب درآمد بيشتر است.اگرچه نظريه هاي پيش گفته باهم تفاوت جزيي دارند اما هريك تاحدي به سه عنصر بنيادي درفرآيند انگيزش اشاره دارند،اولاً فرد نياز به احساس شايستگي،خود تجسمي وكنترل دارد ثانياً هدف اصلي،تأثير داشتن برمحيط وتسلط برآن مي باشد، ثالثاُ پاداش براي پاسخ ها متكي بر شايستگي ياكسب برتري ذاتي است.اين پاداش درتضاد با دريافت پاداش غيرذاتي، منتج به عواطف ياتقويت شخصي مثبت مي شود.

 

نظریه های سازمانی انگیزش  :

 

1- تئوري سلسله مراتب نيازهاي مازلو

سلسله مراتب مازلو اولين تئوري  است كه درنظر مي گيريم،درشكل زیر تئوري ابراهام مازلو درخصوص نيازهاي سطح بالا به صورت عزت واحتراموخودشكوفاييو نيازهاي سطح پايين رابه صورت نيازهاي اجتماعی وايمني وفيزيولوژيك مشخص مي نمايد.

سلسله مراتب مازلو

طبقه بندي مازلو،حاكي از قائل شدن گونه اي تفوق براي نيازها است.بدين معني كه پاره اي ازنيازها مهمتر از ديگرانند ونخست بايستي آنها ارضاء شوند تا نيازهاي بعدي مبناي انگيزش قرار گيرند.بنابراين باتوجه به شكل،نيازهاي فيزيولوژيك بايد قبل از فعال شدن نيازهاي ايمني ارضاء شوند وهمين طور نيازهاي ايمني قبل از اينكه نيازهاي اجتماعي مطرح شوند،بايستي تأمين گردند.

 

چنانكه قبلاً نيز اشاره شده نيازهاي فيزيولوژيك جزء گروههاي اوليه محسوب مي شوند كه شامل نيازهايي ازقبيل آب وغذا هستند.انسانها سعي دارند اين نيازها راقبل از پرداختن به سطح ايمني برطرف سازند كه شامل امنيت، حمايت، ثبات وامثال آنهاست.وقتي كه مردم با اين نيازها مواجهه باشند به سراغ شغلهايي مي روند كه اين نيازها رابه خوبي ارضاء نمايند.

 

نيازهاي اجتماعي شامل حس تعلق وپيوستگي است، زماني كه نيازهاي فيزيولوژيكي وايمني ارضاء گرديد،نيازهاي ارتباطات وتعلقات فعال مي شوند. نوع كارتيمي كه درمديريت فراگير وساير سيستم هاي باعملكرد بالا مورد تأكيد قرار گرفته اند،از جمله مكانيزمهاي مرتفع نمودن اين نيازها محسوب مي شود.

 

نيازهاي مندرج درسطوح بالا،نيازهاي مربوط به عزت وحرمت وخودشكوفايي است.اينجا كار چالش انگيز وارج نهادن به بازده خوب،هستة اصلي راتشكيل مي دهد.برخي تحقيقات نشان مي دهد كه وقتي شخص به رده هاي مديريت ترفيع مي يابد، گرايش به اين گونه نيازها درقياس بانيازهاي سطوح پايين افزايش مي يابد.

 

بعضي مطالعات نيز گزارش كرده اند كه نيازها همراه بامراحل رشد حرفه اي افراد،اندازة سازمان وحتي موقعيت جغرافيايي تغيير مي كنند ولي هيچگونه شواهد يكدستي وجود ندارد كه ارضاي يك نياز دريك سطح،موجب كاهش اهميت آن وافزايش اهميت نياز سطح بالاتر مي شود.

 

ارزشها فرهنگي اوليه بشدت اين تئوري راتحت تأثير قرار مي دهند.مثلاً دركشورهايي كه گريز از ناامني بالا باشد (ژاپن يايونان) براي بسياري از كاركنان نيازهاي ايمني موجب انگيزش بيشتري نسبت به نيازهاي خودشكوفايي خواهد بود.به همين نحو دركشورهايي كه ارزشهاي زنانگي غالب باشد(سوئد،نروژ و دانمارك) نيازهاي اجتماعي مورد تأكيد قرار مي گيرد.درمجموع چهارچوب مقايسه يك شخص اهميت نسبي نيازهاي او راتعيين مي كند كه خود تحت تأثير ويژگي هاي اجتماعي وفرهنگي است.

 

نظریه سلسله مراتب مازلو

خود شکوفانی : بالاترين نياز،ارضاي شخصي رشد وبه كارگيري كامل وخلاق تواناييها

 

قدرت و منزلت : نياز به عزت از طرف ديگران- احترام،پرستش ،  قدرداني ،حسن شايستگي وتبحر

نیازهای اجتماعی : نياز به محبت ،به حس تعلق درمناسبات باسايرافراد

 

نیاز ایمنی : نياز به امنيت ،حمايت وثبات درحوادث روزمرة زندگي

 

نیاز فیزیولوژیک : اساسي ترين نيازهاي همة انسانها ،نياز زيستي،  غذا،آب و

 

 

سلسله مراتب مازلو

 

 

 2- تئوري دوعاملي هرزبرگ

مدتي قبل،فردريك هرزبرگ تحقيق خود رابرروي انگيزش باطرح دوسئوال زيرازكاركنان شروع كرد:

1-    چه وقت شما يك احساس استثنايي خوب درمورد شغل خود داشتيد؟

2-    چه وقت شما يك احساس استثنايي بد دربارة شغل خود داشتيد؟

او به اتفاق همكارانش پس از بررسي پاسخهاي 4000 نفر به اين پرسشها، تئوري عوامل دوگانه ياتئوري انگيزشي – بهداشتي راتدوين نمود.آنان متوجه شدند كه پاسخ دهندگان چيزهاي مختلفي رابه عنوان عوامل عدم رضايت (كه بعداً عوامل بهداشتي ناميده شدند) وعوامل مختلفي رابه عنوان منابع رضايت (كه بعدها بعنوان عامل انگيزشي ناميده شدند) مشخص نمودند.

 

نظریه هرزبرگ

عوامل راضي كننده ياانگيزشي:

براي بهبود رضايت شغلي كاركنان،مدير،بايد اين عوامل رامورد استفاده قرار دهد:

        ·          توفيق درانجام كار                                      ●  مسئوليت

        ·          قدرداني                                                     ●   پيشرفت

        ·          نفس كار                                                    ●   رشد

 

اين عوامل به محتواي شغل مربوط مي شوند،يعني همان چيزهايي كه مردم عملاً درشغلشان انجام   مي دهند،طبق نظرات هرزبرگ ،هنگامي كه اين فرصتها وجود نداشته باشد،كاركنان ازكارشان رضايت ندارند ولذا عملكرد مطلوب نخواهند داشت

عوامل بهداشتي

عوامل بهداشتي با جوانب كارمرتبط است .يعني عواملي كه به محيط كار شخص مربوط است.عدم رضايت شغلي بيشتر،به محيطي كه مردم در آن انجام وظيفه مي كنند مربوط است،تاماهيت كار،عوامل بهداشتي عبارتنداز:

●  نحوة ادارة شركت وسياستهاي آن                               ● امنيت

●  سرپرستي                                                            ● ارتباط باهمكاران

●  ارتباط باسرپرست                                               ●  زندگي شخصي   

●  شرايط كاري                                                     ●  ارتباط بازيردستان

●  حقوق ومزايا                                                     ●  مقام يامنصب

 

 

عامل “حقوق ومزايا” دراين فهرست احتمالاً‌،بيش از عوامل ديگر باعث تعجب است.هرزبرگ دريافت كه حقوق پايين موجب عدم رضايت است ولي افزايش حقوق هم،باعث انگيزش يارضايت كاركنان نمي شود.بهبود شرايط كاري(مانند داشتن دفتر كار،تهويه مطبوع) نيز همين وضع رادارد.دليل اين نتيجه گيري اين است كه درتئوري عوامل دوگانه،رضايت شغلي وعدم رضايت شغلي دومقولة جدا ازهم هستند.بهبود عوامل بهداشتي،مثل شرايط كار،موجب رضايت مردم ازكارشان نمي شود،بلكه فقط باعث مي شوند كه از عدم رضايت جلوگيري بعمل آيد.

نظریه بهداشتی و انگیزشی هرزبرگ

نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
ارزشیابی توصیفی
تاريخ: یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت :17:59

ارزشيابي چيست ؟


معمولا وقتي صحبت از ارزشيابي به ميان مي آيد ابتدا بايد روي وجوه مختلف آن بحث و در رابطه با اين موضوع توافق به عمل آيد كه اصولا ارزشيابي چيست و جايگاه آن در تعليم و تربيت ما در كجا قرار دارد ؟
معمولا كلمة ارزشيابي ما را متوجه مفاهيم و كلمات ديگري نيز مي كند . امتحان ، اندازه گيري و آزمون . در روشهاي سنتي آموزش و پرورش ، امتحان به عملي گفته مي شود كه در پايان هر يك از سه ماهه يا نيمسال تحصيلي براي اندازه گيري ميزان آموخته هاي شاگردان و تعيين قبول شدگان و مردودين به منظور ارتقاي شاگردان از كلاسي به كلاس ديگر يا از واحدي به واحد ديگر انجام مي گرفت و مي گيرد .
اندازه گيري در آموزش و پرورش عبارت از به دست آوردن اندازه ها و اطلاعات مربوط به ويژگي خاص به صورت كميت است . و آزمون يكي از وسايل اندازه گيري فعاليت هاي آموزشي و پيشرفت تحصيلي شاگردان است و معمولا به سوالاتي اطلاق مي شود كه در اختيار شاگردان قرار مي گيرد تا بدان پاسخ گويند .ارزشيابي نيز فرآيندي است منظم براي تعيين و تشخيص ميزان پيشرفت شاگردان در رسيدن به هدف هاي آموزشي است .
فارغ از تعاريف فوق و با بررسي آنچه تاكنون در مدارس ما انجام گرفته است تمام مسايل حول موضوعي به نام امتحان قرار دارد و از آنجا كه مبناي تصميم گيري براي آيندة دانش آموز و دانشجو است ، معمولا ترس و اضطراب زيادي آنان را در بر مي گيرد .
فراگير در يك شب مي خواهد جبران يك ترم يا سال تحصيلي خود را بنمايد و شب امتحان براي جواب دادن به سوالاتي آماده مي شود كه اكثرا در سطح دانش آماده شده است . سوالاتي كه معمولا پس از گذشت يكي دو روز از برگزاري امتحان ، چيزي در ذهن فراگير باقي نمي گذارد . اصطلاحاتي كه در فرهنگ عمومي مردم ما وجود دارد ناشي از همين اضطراب است . مطالعة آزاد ، شب امتحان و فاصله بين امتحانات براي مطالعة بيشتر و كسب نمرة بهتر . متاسفانه اين موضوع از كلاس اول ابتدايي تا آخرين سطح تحصيلي دانشگاهي وجود داشته و دارد . دانش آموز ابتدايي ترس شب امتحان دارد و دانشجوي دكترا هم به همين شكل ، حتي مهم نيست فرد در آينده چه شغلي خواهد داشت ، مهندس مكانيك امتحان كتبي خواهد داد ، همانطور كه يك دانشجوي رشتة ادبيات اين كار را انجام مي دهد . اگر ذهني خوب داشته باشي وخوب هم بخواني وبر تستها مسلط شوي ، در كنكور موفق خواهي بود . كنكوري كه دانشجو را با هر علاقه و نياز فقط به چالش امتحان كتبي مي كشد و البته در اين ميان اضطرابها هم در حد بالايي وجود دارد و همه فراگيران را همراهي مي كند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
آموزش جهانی و روش های تدریس مشارکتی
تاريخ: سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت :16:16

 

 

ویژگی های آموزش  نظام آموزش جهانی به عنوان وسیله ای برای ارایه دیدگاه گسترده آموزش پایه

1.    آموزش جهانی راهکارهای آزمایش شده ای را برای بهبود محیط یادگیری و غنی سازی یادگیری مطرح می کند.از این رو از ابزارهای یادگیری استفاده بهینه می شود و اهداف علمی،مهارتی،رفتاری و ارزشی بطور موثرتری شناخته می شود. تاکید بر تشکیل گروه های کاری ،یادگیری مشارکتی،تقویت اتکا به نفس، تنوع یادگیری و ایجاد یک محیط توام با بازی و سرگرمی در کلاس باعث تشویق دانش آموز، تقویت انگیزه آنان د رنهایت حصول نتایج بهینه در یادگیری های شناختی و تاثیر گذار به لحاظ اجتماعی خواهد شد. کلاس آموزش جهانی بر استدلال تنش میان دو مقوله امنیت ( آسایش ) و مبارزه ( چالش )استوار است. نظام آموزش جهانی ابزار مناسبی است برای پرورش شخصیت،نبوغ و توانایی های ذهنی و جسمانی کودکان و رعایت حق کودک در مشارکت فعالانه در بازی و فعالیت های تفریحی

2.    نظام جهانی ارایه کننده الگوها،چار چوب ها، دستور ها و راه کار های لازم برای تجدید نظر و اصلاح برنامه تحصیلی در سطوح و دوره های مختلف است. یکی از شیوه های موفق این برنامه تلفیق آن برنامه درس محور مرسوم با موضوعات نظام جهانی ( از قبیل محیط زیست،برابری،بهداشت،صلح و حقوق بشر ) می باشد.

3.    سوم آنکه، گوناگونی تدریس و یادگیری در شیوه آموزش جهانی و سیله مهمی برای پیشبرد اصل برابری فرصت های یادگیری است.طبق نظریه شیوه یادگیری ، کلیه دانش آموزان روش های یادگیری خاصی را ترجیح می دهند.بعبارت دیگر هر شیوه یادگیری برای بعضی آسان و مطلوب،یرای بسیاری نسبتاً رضایت بخش و برای بقیه نامطلوب است.مشکل اساسی روش تدریس سنتی آن است که برای عده ای مثمر ثمر و برای عده ای مخرب است. درصورت کاربرد مستمر، بی حساب ویکنواخت روش های سنتی انتقالی عده بسیاری فرصت پیشرفت در یادگیری را نخواهند یافت.حال چنانچه روش های تدریس و یادگیری فاقد تنوع کافی باشد،هرگز فرصت تحقق آرمان آموزش برای همه میسر نخواهد شد. در یک شیوه ی تک روشی که ویژگی ها،علایق،قابلیت ها و نیاز های منحصر به فرد افراد را در نظر نگیرد،تحقق اصل بهره مندی هر کودک از تعلیم و تربیت مخدوش خواهد شد.این مهمترین علت کاربرد روش های یادگیری گوناگون و متنوع از سوی مجریان و مربیان آموزش جهانی به شمار

می رود.

4.    نظام آموزش جهانی بطور مستقیم و غیر مستقیم موضوع پایین بودن کیفیت تدریس را که با دست کم گرفتن استعداد دانش آموز و راندمان وی همراه است مطرح می کند.آموزش جهانی از طریق ارایه برنامه های توسعه حرفه ای، امکان آشنایی معلمان با شیوه های یادگیری تعاملی و تجربی را فراهم می سازد        ( نخست معلمان در مقام شر کت کننده در دوره های آموزشی و بعد در مقام مجری و اشاعه دهنده) معلمان شرکت کننده در این طرح به کسب آگاهی در زمینه های ذیل دست می یابند.

- استنباط تازه ای از نقش خويش

- شناخت استعدادهای بالقوه دانش آموزان و ارزیابی دقیق آمادگی آنان برای یادگیری و مسئولیت پذیری

- "یادگیری"،فرآیندی انگیزشی و لذت بخش است.

- ایمان راسخ به اهمیت حرفه خویش

5.    شیوه های یادگیری مورد نظر نظام آموزش جهانی گسترده و هدف آن اشاعه یادگیری مستمر و مادام العمر است، دانش آموز باید چگونه یادگرفتن را بیاموزد. آموزش جهانی با تاکید بر یادگیری به عنوان یک جریان خود هدایتی ونیز احترام به تجربیات و دیدگاه های شخصی دانش آموزان در کلاس اساس یادگیری مادام العمر را پایه ریزی می کند.

6.    آموزش جهانی با ترویج دگر گونی، آموزشی، فراتر از مرز کلاس و چارچوب برنامه تحصیلی ارایه می دهد. اصلاح و غنی سازی نظام آموزش پایه صرفاً در کلاس درس تحقق نمی یابد بلکه در کل مدرسه و جامعه نیز دیده می شود.علت این امر که والدین اغلب ارزش آموزش کودکان خود را درک نمی کنند. شاید بدین جهت که تجربه های دوران تحصیل خودشان جندان رضایت بخش نبوده است. آموزش جهانی در ارتباط با فرایند های دگر گونی کامل مدارس و تقویت مشارکت های همه جانبه در نظام آموزشی و مشارکت میان جامعه و مدرسه تجربیات و تخصص های قابل ملاحضه ای اندوخته است.

7.    ارزیابی فرآیند های تغییر در قالب نظام آموزش جهانی تدوین شده است. این موضوع با توجه به تاکید بر لزوم ارزیابی عملکرد هر یک از دانش آموزان،اثربخشی ارایه آموزش پایه،بر آوردن نیاز های پایه دارای اهمیت است. ابزار های کار بردی مربیان آموزش جهانی برای ارزیابی ماهیت کیفی دارد، ولی از شیوه های کمی نیز استفاده می شود.در طول اجرای پروژه آموزش جهانی دامنه متنوعی از ابزارهای باز خورد و ارزیابی بکار گرفته شده است.

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
بهترين باش........
تاريخ: سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت :0:26

اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي،بوته اي در دامنه اي باش،

ولي بهترين بوته‌اي باش كه در كناره راه مي‌رويد.

اگر نمي‌تواني بوته‌اي باشي،علف كوچكي باش و چشم‌انداز كنار شاه راهي

 را شادمانه‌تر كن.......

اگر نمي‌تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش،

ولي بازيگوش‌ترين ماهي درياچه!

همه ما را كه ناخدا نمي‌كنند، ملوان هم مي‌توان بود.

در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ،

كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست،

چندان دور از دسترس نيست.

اگرنمي‌تواني شاه راه باشي،كوره راه باش،

اگر نمي‌تواني خورشيد باشي، ستاره باش،

با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند.

هر آنچه كه هستي، بهترينش باش..........

 

 

 

نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
ملاك فعل اخلاقي ازديدگاه اسلام
تاريخ: شنبه یکم تیر 1387 ساعت :0:30

در يونان باستان و در غرب امروز، نظامهاى اخلاقى متعددى پى‏ريزى شده و به وسيله پايه‏گذاران آنها، معرفى گرديده است.

بيشترين اين نظامات ، مربوط به دوران پس از رنسانس است كه در اين دوره شيوه بحث و بررسى در علوم دگرگون گرديد و سرانجام پديده‏اى به نام «سكولاريزم‏» و تفكيك دين از حكومت‏يا به تعبير صحيح‏تر« دين‏زدايى‏» خود را مطرح كرد.

در چنين شرايطى مدعيان جدايى اخلاق از دين نيز، يك رشته اصول اخلاقى را تدوين و عرضه نمودند، كه ما در بحث‏هاى آينده به تبيين ملاكهاى اين نظامات خواهيم پرداخت، آنچه كه در اين‏جا مورد بررسى قرار مى‏گيرد، تبيين نظام اخلاقى اسلام و ويژگى‏هاى اوست.

تبيين هرنوع نظام اخلاقى در گرو شناخت انسان است و تا پايه‏گذار يك سيستم اخلاقى، شناخت درستى از انسان نداشته باشد نمى‏تواند ارزش را از ضد آن تمييز دهد، و گزاره‏هاى سعادت آفرين را از گزاره‏هاى بدبختى‏زا جدا سازد، زيرا هدف از نظامات اخلاقى تبيين راه سعادت و خوشبختى او است; تا خود انسان شناخته نشود ملاك سعادت و شقاوت او شناخته نمى‏گردد. اگر در اين بررسى‏ها با يك رشته سيستم‏هاى اخلاقى آشنا شديم كه با يكديگر اختلاف جوهرى دارند، به خاطر اختلاف پايه‏گذاران آنان در شناخت انسان است، و اختلاف ديدگاهها در شناخت، مايه اختلاف در امور مربوط به ارزشهاى اخلاقى خواهد شد.

ما در اينجا به معرفى انسان از نظر اسلام مى‏پردازيم، تا روشن شود چگونه مكتب اخلاقى خود را بر اساس يك شناخت عميق از انسان بنا نهاده است ونقطه نظرهاى او در اصول ياد شده خلاصه مى‏گردد.

ولى لازم است ملاك فعل اخلاقى از نظر اسلام و تفاوت آن با فعل عادى بيان گردد. و اين مقدمه كه به عنوان مدخل بحث مطرح مى‏گردد، از اهميت‏خاصى برخوردار است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
اعجاز و شگفتیهای ریاضی در قرآن
تاريخ: پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت :0:42

 

* بسم الله الرحمن الرحيم *
آفريننده كوه و دريا زمين و زمان
آفريننده انسان در جهان
چه زرد و سياه و سفيد ؛ همه يكسان نزد آن
خدايي كه داده به ما جسم و جان
تا كنيم خود را فداي دين و قرآن
ايزدي كه داده به انسان زبان
كه باشد شاكر نعمتش در جهان

لینک پایین مربوط به عدد 19 و قرآن است.
حتما ببینید.

http://www.efarsi.org/Beyond.htm
--------------------------------------------------
لینک پایین ترجمه ی قرآن به فارسی و انگلیسی میباشد.
همراه با دلایلی برای اثبات الهی بودن قرآن.

http://www.submission.org/efarsi/quran/
---------------------------------------------------------


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت :1:51
                                           View Full Size Image
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت :1:47
                             

                                          View Full Size Image

نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
ويژگي هاي شخصيتي انسان خود شكوفا
تاريخ: جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت :16:38

۱- حس تشخيص واقعيت ، آگاهي از شرايط موجود و واقعي ، واقع گرا ، قضاوت بي طرفانه و عيني و نه بر اساس طرز تفكر شخصي و متعصبانه

۲- طرز نگرش بر مشكلات به عنوان چالشها و شرايطي كه نياز به راه حل دارند و نه به عنوان حربه اي براي شكوه گري و توجيهات فردي .

۳-نياز به حريم و تنهايي و توانايي تحمل تنهايي .

4- متكي به قضاوتها و تجارب خويش ، مستقل ، عدم اتكا به فرهنگ و محيط پيرامون خود براي شكل گيري عقايد و ديدگاهها .

5- عدم تاثير پذيري از فشارهاي اجتماعي .

6-دموكراتيك ، منصف و بدون قائل شدن تبعيض ، پذيرش و لذت بردن از تمامي فرهنگها ، نژادها و تفاوتهاي فردي انسانها .

7- از لحاظ اجتماعي دلسوز و مهربان ، داراي خصوصيات انساني و بشر دوستانه .

8- پذيرش افراد همانگونه كه هستند و عدم تلاش براي تغيير دادن آنها .

9- در كنار ديگران راحت مي باشد ، با وجود هر نوع گرايش نا متعارف ديگران .

10- خود انگيخته و با اصالت مي باشد ، با خويشتن صادق است ، همان گونه كه دوست دارد مي باشد و نه آنگونه كه ديگران از وي مي خواهند .

11- شوخ طبع بوده البته حسي كه متوجه خود و يا وضعيت بشريت مي باشد نه ديگران .

12- تعداد محدودي دوست صميمي دارد و نه تعداد زيادي رابطه ي سطحي .

13- علاقه مند به همه چيز حتي امور عادي .

14- خلاق ،مبتكر و اصيل .

15- به دنبال تجارب ناب و دست يابي به موفقيت هايي كه اثري ماندگار از خود به جاي گذارد .

 

نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
به آرامی با زندگی همراه شو
تاريخ: جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت :16:32

 

اگر اسمان بالای سرت ابریست و تو در زیر باران هستی ٬

اگر به دنبال رنگین کمان می گردی اما رنگ ها درد رابرایت به ارمغان می اورند٬

اگردنیایت تغیری نمی کندوهیچ پایانی درنظرت وجودندارد٬

اگردر جست وجوی افتابی اما تنها شب را می بینی٬

اگر تمام اطرافیانت لبخند می زنند ولی تنها کاری که تو می توانی بکنی اخم کردن است٬

اگر از همه اینها وقتی زندگی تو را به پایین می کشد خسته شده ای٬

 در ان هنگام از پشت قطرات اشکت به عجایب این زمین نگاه کن

٬به زیبایی یک گل که همچون مخملیست در دستت٬

هوای اطرافت و بوی خرمن علفهای تازه را استشمام کن٬

بچه های شاد در پارک٬بیگناهی بازی انها را ببین.

تصور کن همراه پروانه ای در هوا معلقی٬هنگامی که میان درختان به این سو و ان سو می پرد٬

زمزمه های دریا یا گرمای نسیم تابستانی را به یاد ار.

به طعم تکه شیرینی فکر کن هنگامی که روی زبانت اب می شود٬

یا نغمه پرندگان صبحگاهی هنگامی که با اوازشان به هر صبح سلام می کنند٬

به یاد ار سخنان زیبایی که در اغوش مادرت گفتی٬ نرمی نوازشش را احساس کن هنگامی که به ارامی بر صورتت بوسه می زند

٬خوبی های درونت را جستجو کن ٬ابرها را از اسمان زتدگیت دور کن.

به زیر پایت نگاه نکن٬سرت را بالا بگیر.

فکر نکن زندگی چه چیزهایی به تو بدهکار است ٬به چیزهایی بیندیش که تو باید به او بدهی.

فردا را فراموش کن ٬انگاه می توانی زندگی را شروع کنی.

بنابر این روزگاری را که در ان زندگی میکنی با هدایایی که می توانی ببخشی متبرک ساز.

به جریان زندگی بی اعتنایی مکن بلکه به ارامی با ان همراه شو.
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
حقیقت
تاريخ: سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت :15:51
حقیقت . ادراک لحظه هاست . وقتی زمان در چنگ توست . ولی تواززمان فارغی . وماورای زمان و مکانی . عظمت در نگاهی ست که از تو نیست . بلکه در نگاه تو جاری ست . حقیقت اندیشه نیست . اندیشه همه از اوست . فکر ازادراکش عاجز است . ولی تفکر از حقیقت لبریز میشود . حقیقت ادراک تمامیت هستی ست . آنگاه که با بصیرت . تو جزیی از آن هستی . حقیقت من و تو هستیم . آنگاه که به فعلیت من و تو نیستیم . حقیقت . یعنی ریشه اندوه و بلا را یافتن . واز هر آسیب و اندوه وبلایی . جان و تن رهانیدن . حقیقت خلسه ورویا نیست .بلکه نفی خویشتن است . حقیقت تنهاازخدا گفتن . وباوازه خدا ماندن نیست . حقیقت از خویش رستن و به جان جهان رسیدن است . حقیقت . یعنی خویشتن را کشف کردن . و به شورووجد وآرامش رسیدن . حقیقت یعنی از خشونت و ستیز تن رهاندن و به صلح و شکوه و شور و آرامش سرنهادن .حقیقت نفی انسان نیست . بلکه یافتن کلیت انسان است . انسان با کشف تمامیت خویش به اسرار شگفت جهان هستی واقف خواهدشد .و به آرامش و شادمانی دست خواهد یافت . حقیقت همانا انسان است . آنگاه که بر خویشتن پانهاده . سد تفرقه و جدایی را شکسته . و اندوه و ملال رادر چنگ گرفته . و آسیب و بلا را سربریده . وزندگی را با شوروسرور وآرامش یافته است . اوست که نشان از معبود خویشتن است . و جز محبوب و معبودش هردم و هرلحظه اش همنشین نیست . حقیقت زندگی ست . آنگاه که جز حقیقت در چشم و گوش و عقل و هوش تو نیست
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
فضای فکری انسان 2
تاريخ: سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت :15:49

 

انسان نیازهایی روحی و روانی دارد که درسنین نوجوانی و جوانی آن نیازها آدمی را به تقلا و جستجو ، وتلاش و کنکاش وامیدارند . تاهرکس بتواند با به چنگ آوردن تکیه گاهی به ظاهرامن و مورد قبول وایمنی بخش ، در دنیای مادی و الوان ومتعددو متکثرزمان حال که قرن حاضررا قرن تشتت و ابهام هم میتوان نام نها د ، باآن مکتب ویاایده ، تنش های درونی اش را فرونشانده و یا آن تنش هارا درخودش کاهش دهد . ورفتن به سوی مکتب های مختلف ومتعدد بیشتر نیز درسنین نوجوانی و جوانی است . دردوران معاصرنیز مکاتب و سیستم های فکری آنقدر زبادشده که گاه یک جوان تشنه و جستجوگردرمیان صدها اندیشه و عقیده متفاوت و متناقض و صدها «ایسم» مانند : سوسیالیسم ، مارکسیسم ، کمونیسم ، فئودالیسم ، ناسیونالیسم ، و اگزیستانسیالیسم و نیهیلیسم قرار می گیرد که نمی تواند به درستی تشخیص بدهد که کدام یک ازآنها میتواند جوابگوی نیازاو باشد . و کدام یک راه واقعی و صحیح را به وی میتواند نشان بدهد . و اصولآ مکاتبی که درمورد حقوق انسانها ، ارزش اجتماعی انسانها ، عدالتهای اجتماعی ، برابری و مساوی بودن حقوق افراد . برابری زن و مرد و حفظ حقوق زن و کودک گفتگو میکنند و رسیدن به آنها را وعده میدهند جاذبتربوده و تعداد کثیری نیز به سوی آن مکاتب و سیستم های فکری جذب می شوند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
فضای فکری انسان1
تاريخ: سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت :15:47
 

فکر انسان فضایی را پیرامون خودش بوجود می آورد و آدمی را درتمام عمردر آن فضای بسته و تاریک اسيروزندانی می نمايد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاضل شاهی آذر | موضوع: | لينک ثابت |
   طراح زيبا ترين قالب هاي بلاگفا : كيانوش انصاري